مقالات تخصصی




مرکز داده (دیتاسنتر) قلب تپنده و زیرساخت حیاتی هر سازمان مدرن است؛ یک واحد عملیاتی که کوچکترین نوسان یا خطا در طراحی آن میتواند منجر به توقف کامل سرویسدهی، زیانهای مالی سنگین و آسیب جدی به اعتبار کسبوکار شود. در جهانی که پر از ریسکهای فنی و عملیاتی است داشتن یک دیتاسنتر موفق در گرو تبعیت از مجموعهای از قوانین مهندسی، طراحی و بهرهبرداری است که تحت عنوان استانداردهای بینالمللی دیتاسنتر شناخته میشوند.
منظور از استاندارد دیتاسنتر چیست و چرا پیروی از آنها برای سازمان شما حیاتی است؟
استانداردهای دیتاسنتر مجموعهای از قواعد، مشخصات فنی و الزامات عملیاتی هستند که توسط سازمانهای بینالمللی تدوین شدهاند تا تضمینکنندهی کیفیت، پایداری (Availability) و امنیت یک مرکز داده باشند. این استانداردها فراتر از دستورالعملهای ساده نصب هستند؛ آنها تعیین میکنند که یک زیرساخت برای مقیاسپذیری و عملکرد بلندمدت، باید چطور طراحی و مدیریت شود تا در برابر حوادث و فجایع مختلف مقاوم باشد.
حیاتی بودن پیروی از این استانداردها برای سازمانها از آنجا ناشی میشود که آنها مستقیماً ریسکهای کسبوکار را کاهش میدهند. طراحی غیر استاندارد، با وجود هزینه اولیه کمتر، در کوتاهمدت سازمان را با چالشهایی همچون خاموشیهای ناگهانی، هزینههای سرسامآور انرژی و عدم توانایی در توسعه و مقیاسپذیری زیرساخت مواجه میسازد. در مقابل یک دیتاسنتر استاندارد، به سازمان اطمینان میدهد که زیرساخت فنی آن توان تحمل حوادث پیشبینی نشده را دارد و از بالاترین سطوح امنیتی برخوردار است.
تفاوت استانداردهای زیرساختی، مدیریتی و زیستمحیطی چیست؟
برای درک بهتر نقش هر استاندارد در اکوسیستم دیتاسنتر، آنها را میتوان در سه دسته کلیدی تقسیمبندی کرد. این طبقهبندی به سازمانها کمک میکند تا بدانند برای هر بخش از پروژه خود (طراحی فیزیکی، مدیریت روزانه یا بهینهسازی انرژی) باید به کدام استانداردها مراجعه کنند.
استانداردهای زیرساختی (Physical & Architectural Standards)
این دسته از استانداردها مستقیماً با طراحی فیزیکی، معماری، مکانیک، برق، کابلکشی و ایمنی سازه دیتاسنتر سروکار دارند. آنها شامل مشخصات فنی دقیقی هستند که میزان افزونگی سیستمهای حیاتی (مانند UPS، ژنراتور و چیلر)، طراحی مسیرهای مجزا برای برق و دیتا، و الزامات مقاومت در برابر زلزله یا آتشسوزی را مشخص میکنند.
استانداردهای مدیریتی و عملیاتی (Management & Operational Standards)
استانداردهای مدیریتی، بر تضمین امنیت اطلاعات، فرآیندهای کاری، مدیریت مستندات، کنترل دسترسیهای منطقی و فیزیکی تمرکز دارند. این استانداردها اطمینان میدهند که حتی پس از ساخت و بهرهبرداری، عملیات روزانه دیتاسنتر بهصورت منظم، قابل پیگیری و امن انجام شود. هدف اصلی این استانداردها، حاکمیت عملیاتی و کنترل ریسکهای انسانی و سیستمی است.
استانداردهای زیستمحیطی و بهرهوری انرژی (Environmental & Energy Efficiency Standards)
با رشد انفجاری دیتاسنترها و مصرف بالای انرژی آنها، استانداردهایی تدوین شدهاند که بر بهینهسازی مصرف برق و کاهش اثرات زیستمحیطی تمرکز دارند. این استانداردها راهکارهایی را برای بهبود سیستمهای خنکسازی، استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر و کاهش تلفات انرژی در تجهیزات توزیع برق ارائه میدهند.
استاندارد TIA-942: جامعترین راهنمای مهندسی دیتاسنتر
استاندارد TIA-942 که توسط Telecommunications Industry Association تدوین شده است، شناختهشدهترین و جامعترین مرجع بینالمللی برای طراحی، ساخت و ارزیابی دیتاسنترها از منظر زیرساخت فیزیکی محسوب میشود. این استاندارد، دیتاسنتر را بهصورت یک سیستم یکپارچه مهندسی بررسی میکند و الزامات دقیقی را برای معماری فضا، توزیع برق، سیستمهای مکانیکی (خنکسازی) و زیرساخت مخابراتی تعیین مینماید.
مزیت کلیدی TIA-942 این است که برخلاف بسیاری از چارچوبها که صرفاً سطح پایداری مرکز داده را مشخص میکنند، به این سؤال پاسخ میدهد که «دیتاسنتر دقیقاً چگونه باید طراحی و اجرا شود تا به سطح پایداری بالا برسد» به همین دلیل این استاندارد مبنای اصلی طراحی دیتاسنترهای سازمانی، بانکی، صنعتی و مراکز داده حرفهای در سراسر جهان است.

چهار رکن اصلی TIA-942 (معماری، برق، مکانیک و مخابرات)
استاندارد TIA-942 ساختار خود را بر چهار رکن اصلی مهندسی بنا کرده است. هر رکن، بخش قابل توجهی از ریسکهای عملیاتی دیتاسنتر را پوشش میدهد و نادیده گرفتن هر کدام، میتواند کل زیرساخت را با شکست مواجه کند.
معماری و فضا (Architectural)
در بخش معماری TIA-942 به نحوه طراحی فیزیکی ساختمان دیتاسنتر میپردازد؛ از انتخاب مکان مناسب و جانمایی فضاها گرفته تا چیدمان رکها و مسیرهای حرکتی داخل سالن. این استاندارد الزامات مشخصی برای تفکیک فضاهای عملکردی مانند سالن تجهیزات (White Space)، اتاقهای برق و مسیرهای دسترسی تعیین میکند. همچنین، موضوعاتی مانند مقاومت سازه در برابر زلزله، طراحی کف کاذب، ارتفاع سقف و محل عبور کابلها و لولهها، بهصورت دقیق در این رکن پوشش داده میشوند تا دیتاسنتر از نظر ایمنی و بهرهبرداری بلندمدت در بهترین وضعیت قرار گیرد.
برق و توان الکتریکی (Electrical)
رکن برق در TIA-942 یکی از حیاتیترین بخشهاست، زیرا هرگونه اختلال در تأمین برق میتواند به خاموشی کامل دیتاسنتر منجر شود. این استاندارد به طراحی زنجیره تأمین برق از نقطه ورودی تا داخل رکها میپردازد و الزامات مربوط به UPS، ژنراتورها، تابلوهای توزیع، مسیرهای برق افزونه و تفکیک بارهای حیاتی را مشخص میکند.
مکانیک و خنکسازی (Mechanical)
در مسئله مکانیک تمرکز اصلی استاندارد TIA-942 بر سیستمهای خنکسازی و مدیریت حرارت تجهیزات IT است. این استاندارد به طراحی سیستمهای سرمایشی، توزیع هوای سرد و گرم، جانمایی تجهیزات خنککننده (CRAC/CRAH) و تفکیک راهروهای سرد و گرم (Hot/Cold Aisle) میپردازد. علاوه بر این سناریوهای خرابی سیستم خنکسازی، افزونگی تجهیزات مکانیکی و توانایی سیستم در تحمل بار حرارتی آینده نیز در این بخش بررسی میشود.
مخابرات و کابلکشی (Telecommunications)
TIA-942 چارچوب کاملی برای طراحی زیرساخت ارتباطی و کابلکشی ساختیافته دیتاسنتر ارائه میدهد. این بخش شامل استانداردهای مربوط به نوع کابلها (فیبر نوری و مسی)، مسیرهای عبور کابل، تفکیک کابلهای برق و دیتا، طراحی فضاهای توزیع (MDA، HDA، ZDA، EDA) و مدیریت کابلها داخل رکها است. هدف TIA-942 تضمین پایداری ارتباطات، کاهش تداخل الکترومغناطیسی و سادهسازی فرآیند عیبیابی و توسعه آینده دیتاسنتر میباشد.
تعیین سطح آمادگی (Rating) در TIA-942: از Rating 1 تا Rating 4
Rating در استاندارد TIA-942 شاخصی است که سطح آمادگی و قابلیت اطمینان دیتاسنتر را از منظر زیرساخت فیزیکی تعیین میکند. این رتبهبندی نشان میدهد که دیتاسنتر تا چه اندازه در برابر خرابی تجهیزات، عملیات نگهداری برنامهریزیشده و حوادث غیرمنتظره مقاوم است.
Rating 1 – حداقل الزامات زیرساختی
دیتاسنترهای دارای Rating 1 از حداقل الزامات استاندارد TIA-942 پیروی میکنند و معمولاً فاقد افزونگی در سیستمهای حیاتی هستند. این سطح برای محیطهایی مناسب است که downtime قابلتحمل بوده و زیرساخت نقش حیاتی برای تداوم کسبوکار ندارد. در این نوع دیتاسنتر، عملیات نگهداری یا خرابی یک تجهیز میتواند باعث توقف کامل سرویسها شود.
Rating 2 – افزونگی محدود برای تجهیزات حیاتی
در Rating 2، افزونگی محدودی (معمولاً N+1) برای برخی تجهیزات حیاتی مانند سیستمهای خنکسازی یا برق در نظر گرفته میشود. این سطح نسبت به Rating 1 پایداری بیشتری دارد، اما همچنان بسیاری از مسیرهای توزیع برق یا خنکسازی تکمسیره هستند. دیتاسنترهای Rating 2 برای سازمانهایی مناسباند که نیاز به ثبات بیشتر دارند، اما الزامات بسیار سختگیرانهای برای دسترسپذیری ندارند.
Rating 3 – قابلیت نگهداری همزمان (Concurrently Maintainable)
Rating 3 یکی از پرکاربردترین سطوح TIA-942 در دیتاسنترهای سازمانی و تجاری است. در این سطح، دیتاسنتر به گونهای طراحی میشود که امکان انجام تعمیرات و نگهداری بدون خاموشی سرویسها وجود داشته باشد. مسیرهای توزیع برق و خنکسازی دارای افزونگی مناسب هستند و خرابی یک بخش، باعث توقف کلی دیتاسنتر نمیشود. این سطح برای سازمانهایی با حساسیت بالا به downtime، انتخابی منطقی و مقرونبهصرفه است.
Rating 4 – بالاترین سطح پایداری و تحمل خطا
Rating 4 بالاترین سطح آمادگی در استاندارد TIA-942 است و دیتاسنترهایی با این رتبه، کاملاً تحملپذیر در برابر خطا (Fault Tolerant) طراحی میشوند. در این سطح کلیه مسیرها، تجهیزات حیاتی و سیستمها بهصورت کاملاً افزونه و مستقل پیادهسازی میشوند تا حتی در صورت بروز خرابیهای همزمان، سرویسدهی بدون وقفه ادامه یابد. Rating 4 برای دیتاسنترهای مأموریتحیاتی مانند مراکز داده بانکی، ملی و اپراتوری به کار میرود که حتی چند دقیقه قطعی نیز برای آنها غیرقابل پذیرش است.
Uptime Institute: مفهوم Tier و تضمین پایداری (Availability)
Uptime Institute یک مرجع بینالمللی مستقل و معتبر در حوزه ارزیابی و ممیزی دیتاسنترهاست که تمرکز اصلی آن بر پایداری سرویس (Availability) و کاهش زمان قطعی است. این مؤسسه مفهوم Tier را بهعنوان یک مدل رتبهبندی معرفی کرده که نشان میدهد دیتاسنتر تا چه اندازه در برابر خرابیها، عملیات نگهداری و اختلالات پیشبینینشده مقاوم است.
به بیان ساده Uptime Institute طراحی دیتاسنتر را از این زاویه بررسی میکند که «در بدترین شرایط چه اتفاقی برای سرویسها میافتد؟» و Tier بهعنوان زبان مشترک مهندسان و مدیران، سطح اطمینان، میزان افزونگی و قابلیت نگهداری بدون خاموشی زیرساخت را مشخص میسازد.

مقایسه دقیق سطوح Tier (Tier I تا Tier IV): نیاز سازمان شما کدام است؟
Tier بندی Uptime Institute چهار سطح مشخص دارد که هر کدام نشاندهنده میزان پایداری، افزونگی و تحمل خطای دیتاسنتر هستند. انتخاب Tier مناسب، مستقیماً به حساسیت کسبوکار نسبت به downtime و ریسکهای عملیاتی وابسته است.
Tier I – زیرساخت پایه (Basic Capacity)
دیتاسنترهای Tier I دارای حداقل زیرساخت مورد نیاز برای سرویسدهی هستند و معمولاً فاقد افزونگی در مسیرهای برق و خنکسازی میباشند. هرگونه عملیات تعمیر و نگهداری یا خرابی تجهیزات میتواند منجر به قطعی کامل سرویس شود. این سطح برای کسبوکارهای کوچک، محیطهای غیرحیاتی یا سازمانهایی مناسب است که توقف موقت سرویس برای آنها قابل تحمل بوده و وابستگی حیاتی به دسترسپذیری ۲۴×۷ ندارند.
Tier II – افزونه محدود (Redundant Capacity)
در Tier II مقداری افزونگی (معمولاً N+1) برای برخی تجهیزات حیاتی مانند سیستم برق یا خنکسازی در نظر گرفته میشود، اما مسیرهای توزیع همچنان تکمسیره باقی میمانند. این سطح نسبت به Tier I پایداری بیشتری دارد، اما همچنان امکان قطعی سرویس در زمان تعمیرات وجود دارد. Tier II معمولاً برای سازمانهای متوسط، دیتاسنترهای خصوصی و شرکتهایی که به ثبات بیشتر نیاز دارند اما الزامات بسیار سختگیرانهای ندارند، گزینهای قابل قبول است.
Tier III – قابل نگهداری همزمان (Concurrently Maintainable)
Tier III یکی از رایجترین سطوح در دیتاسنترهای سازمانی و تجاری است که امکان انجام تعمیرات و نگهداری تجهیزات بدون قطع سرویس را فراهم میکند. در این سطح، مسیرهای توزیع برق و خنکسازی افزونه هستند و خرابی یک تجهیز منجر به توقف کلی دیتاسنتر نمیشود. Tier III برای سازمانهایی با سرویسهای حیاتی، شرکتهای فناوری، بانکها، بیمهها و مراکز دادهای که downtime برای آنها هزینهزا است، انتخابی حرفهای و متعادل به شمار میرود.
Tier IV – تحملپذیر در برابر خطا (Fault Tolerant)
Tier IV بالاترین سطح پایداری در مدل Uptime Institute است و دیتاسنترهای این دسته بهگونهای طراحی میشوند که حتی در صورت خرابی همزمان چندین تجهیز، سرویسدهی بدون وقفه ادامه یابد. تمامی سیستمهای حیاتی بهصورت کاملاً افزونه و مستقل پیادهسازی میشوند. این سطح برای دیتاسنترهای مأموریتحیاتی مانند مراکز داده بانکی و مالی بزرگ، اپراتورهای مخابراتی، دیتاسنترهای ملی و زیرساختهای حساس حیاتی مناسب است که حتی چند دقیقه قطعی برای آنها غیرقابل پذیرش است.
تفاوت استاندارد TIA-942 با مدل Tier بندی Uptime Institute چیست؟
سؤالی که اغلب برای مدیران و کارفرمایان مطرح میشود این است که آیا TIA-942 و Tier بندی Uptime Institute در اصل یک مفهوم واحد هستند یا خیر. پاسخ کوتاه این است که این دو مکمل یکدیگرند، اما یکسان نیستند. TIA-942 یک استاندارد مهندسی جزئینگر است که مشخص میکند دیتاسنتر از نظر معماری، برق، مکانیک و مخابرات چگونه باید طراحی و اجرا شود. این استاندارد وارد جزئیات فنی مانند مسیر کابلکشی، جانمایی تجهیزات، توزیع برق و مدیریت جریان هوا میشود.
در مقابل Tier بندی Uptime Institute یک چارچوب ارزیابی سطح پایداری است که بیشتر بر نتیجه نهایی طراحی تمرکز دارد؛ یعنی اینکه آیا این دیتاسنتر میتواند بدون قطعی نگهداری شود یا در برابر خطا مقاوم است یا خیر. به بیان ساده TIA-942 به شما میگوید «چطور بسازید»، اما Uptime Tier مشخص میکند «دیتاسنتر ساختهشده چه سطحی از پایداری دارد». بسیاری از دیتاسنترهای حرفهای، از TIA-942 بهعنوان مرجع طراحی استفاده میکنند و سپس با هدف دستیابی به Tier III یا Tier IV، طراحی خود را با الزامات Uptime Institute تطبیق میدهند.
H2: ISO/IEC 27001: امنیت اطلاعات و مدیریت ریسک در دیتاسنتر
استاندارد ISO/IEC 27001 یک چارچوب بینالمللی برای پیادهسازی سیستم مدیریت امنیت اطلاعات (ISMS) است که هدف آن حفاظت از محرمانگی، یکپارچگی و دسترسپذیری اطلاعات میباشد. برخلاف استانداردهایی مانند TIA-942 یا Tier بندی Uptime که تمرکز آنها بر طراحی و پایداری زیرساخت فیزیکی است ISO 27001 نگاه مدیریتی و فرآیندمحور دارد و مشخص میکند یک دیتاسنتر چگونه باید ریسکهای امنیتی خود را شناسایی، ارزیابی و کنترل کند.

دیتاسنتر امن از منظر ISO 27001 شامل چه ویژگیهایی است؟
از دیدگاه ISO 27001 امنیت دیتاسنتر صرفاً به تجهیزات یا دیوارهای محافظ محدود نمیشود، بلکه مجموعهای از کنترلهای فنی، فیزیکی و مدیریتی را در بر میگیرد که باید بهصورت یکپارچه اجرا شوند.
کنترل دسترسی فیزیکی به فضاهای دیتاسنتر
ISO 27001 تأکید دارد که دسترسی به فضاهای حساس دیتاسنتر مانند سالن تجهیزات، اتاق سرورها و اتاقهای برق باید کاملاً کنترلشده و مبتنی بر سطح مجوز باشد. استفاده از کارتهای دسترسی، سیستمهای بیومتریک، ثبت لاگ ورود و خروج و تفکیک سطوح دسترسی، از الزامات کلیدی برای جلوگیری از دسترسی غیرمجاز و خطاهای انسانی محسوب میشود.
مدیریت داراییهای اطلاعاتی و تجهیزات
در یک دیتاسنتر منطبق با ISO 27001 تمامی داراییهای اطلاعاتی شامل سرورها، تجهیزات شبکه، رسانههای ذخیرهسازی و حتی دادهها باید شناسایی، طبقهبندی و مالک مشخص داشته باشند. این کار باعث میشود مسئولیت حفاظت از هر دارایی روشن باشد و ریسکهای مرتبط با مفقودی، سوءاستفاده یا افشای اطلاعات به حداقل برسد.
ارزیابی و مدیریت ریسکهای امنیتی
هسته اصلی ISO 27001 فرآیند مدیریت ریسک است. دیتاسنتر باید بهصورت دورهای تهدیدات، آسیبپذیریها و پیامدهای امنیتی را شناسایی و تحلیل کند و بر اساس آن، کنترلهای متناسب را پیادهسازی نماید. این رویکرد تضمین میکند که تصمیمات امنیتی مبتنی بر ریسک واقعی کسبوکار باشند، نه صرفاً حدس یا تجربه.
امنیت منابع انسانی و فرآیندها
ISO 27001 نقش نیروی انسانی را در امنیت دیتاسنتر بسیار جدی میگیرد. آموزش کارکنان، بررسی پیشینه افراد حساس، تعریف مسئولیتها، و اعمال سیاستهای مشخص در زمان ورود، تغییر نقش یا خروج کارکنان، از جمله اقداماتی هستند که احتمال تخلفات داخلی یا خطاهای پرهزینه انسانی را کاهش میدهند.
مدیریت رخدادها و تداوم کسبوکار
یک دیتاسنتر امن باید برای رخدادهای امنیتی، حوادث فیزیکی و بحرانها سناریوی مشخص داشته باشد. ISO 27001 الزام میکند که فرآیندهای گزارشدهی، پاسخ به رخداد، بازیابی اطلاعات و تداوم کسبوکار بهصورت مستند و تمرینشده وجود داشته باشند تا در شرایط بحرانی، آسیب به سرویسها و دادهها به حداقل برسد.
BICSI 002: استاندارد کابلکشی و زیرساخت فیزیکی
استاندارد BICSI 002 که توسط انجمن حرفهای اطلاعات و سیستمهای ارتباطی تدوین شده است، یک مرجع جامع و تخصصی برای طراحی، نصب و مدیریت زیرساخت فیزیکی ارتباطات در دیتاسنترها به شمار میرود. درحالیکه TIA-942 الزامات کلی را مشخص میکند، BICSI 002 با نگاهی عمیقتر و جزئینگرتر، به موضوعاتی مانند طراحی دقیق کابلکشی ساختیافته، اجرای صحیح مسیرهای فیبر نوری و مسی، چیدمان رکها، سیستمهای زمین و اتصالدهندهها (Bonding & Grounding) میپردازد. این استاندارد بر این اصل استوار است که کابلکشی، ستون فقرات عملکردی دیتاسنتر است و باید با بالاترین سطح دقت مهندسی اجرا شود تا پایداری و عملکرد بهینه شبکه تضمین گردد.
استراتژی BICSI در مدیریت کابلکشی و رفع تداخلات زیرساختی
استاندارد BICSI 002 راهنمای جامعی را برای مدیریت زیرساخت فیزیکی دیتاسنتر ارائه میدهد تا ضمن افزایش طول عمر تجهیزات و کابلها، پایداری انتقال دادهها تضمین شود. این استاندارد بهطور ویژه به دو چالش عمده در دیتاسنترها، یعنی مدیریت فضای رک و کابلها و جلوگیری از تداخل الکترومغناطیسی (EMI) میپردازد.
مدیریت دقیق کابلها و فضای رک (Rack Space Management)
BICSI 002 با ارائه جزئیاتی در مورد چیدمان رکها، تخصیص فضاهای کابلکشی و تفکیک کابلها، یکپارچگی زیرساخت را تضمین میکند. این استاندارد تاکید دارد که باید مسیرهای مجزایی برای کابلهای مسی، فیبر نوری و کابلهای برق در نظر گرفته شود تا در آینده، عیبیابی و گسترش شبکه آسانتر صورت پذیرد. همچنین، BICSI توصیههای دقیقی در مورد مدیریت شعاع خمیدگی فیبر نوری، استفاده از پچپنلهای مناسب و ابزارهای نگهداری کابل ارائه میدهد تا از آسیب فیزیکی به زیرساخت حیاتی ارتباطات جلوگیری شود.
کاهش ریسک تداخل الکترومغناطیسی (EMI) و جداسازی کابلها
در دیتاسنترها، کابلهای انتقال داده (مانند کابلهای شبکه) در مجاورت منابع قوی نویز الکترومغناطیسی (مانند کابلهای برق، تابلوهای توزیع و ژنراتورها) قرار دارند. BICSI 002 با تدوین مقررات دقیق، الزام میکند که فاصله فیزیکی مشخصی بین کابلهای دیتا و کابلهای برق حفظ شود. این استاندارد همچنین استفاده از سیستمهای زمین (Grounding) و اتصال یکنواخت (Bonding) را به عنوان روشی برای انتقال ایمن نویزهای ناخواسته و جلوگیری از ایجاد پتانسیل الکتریکی متفاوت بین تجهیزات، الزامی میداند.
معیارهای بهرهوری انرژی و پایداری محیطی
در دهه اخیر مراکز داده به یکی از بزرگترین مصرفکنندگان انرژی در جهان تبدیل شدهاند، بهطوری که هزینه برق گاهی از هزینه تجهیزات IT پیشی میگیرد. به همین دلیل استانداردها و معیارهایی تعریف شدهاند تا علاوه بر تضمین پایداری (Uptime)، کارایی عملیاتی دیتاسنتر را نیز افزایش داده و مصرف انرژی غیرضروری را کاهش دهند. توجه به بهرهوری انرژی (Efficiency) نه تنها برای کاهش هزینههای عملیاتی (OPEX) حیاتی است، بلکه یک ضرورت استراتژیک در راستای مسئولیتهای اجتماعی و کاهش اثرات زیستمحیطی سازمانها (Carbon Footprint) محسوب میشود.
PUE (Power Usage Effectiveness): معیار طلایی بهرهوری
PUE پرکاربردترین و سادهترین معیار برای سنجش میزان بهرهوری انرژی در دیتاسنترها است. این معیار بهعنوان یک نسبت تعریف میشود: (کل انرژی مصرفی دیتاسنتر) تقسیم بر (انرژی مصرفی تجهیزات IT). عددی که به دست میآید نشان میدهد برای رساندن هر واحد انرژی به تجهیزات محاسباتی، چقدر انرژی در زیرساختهای جانبی مانند سیستمهای خنککننده، یو پی اس (UPS) و روشنایی تلف میشود. یک PUE ایدهآل معادل ۱.۰ است که عملاً دستنیافتنی است؛ اما دیتاسنترهای مدرن معمولاً به PUE زیر ۱.۳ دست مییابند.

The Green Grid
The Green Grid یک کنسرسیوم جهانی است که هدف اصلی آن، بهبود کارایی منابع در صنعت مراکز داده و اکوسیستم فناوری اطلاعات است. این سازمان در تعریف و ترویج شاخصهایی مانند PUE نقش محوری داشته است. علاوه بر PUE گرین گرید شاخصهای مهم دیگری مانند WUE (Water Usage Effectiveness) برای اندازهگیری مصرف آب و CUE (Carbon Usage Effectiveness) برای ارزیابی میزان انتشار کربن را نیز معرفی کرده است. این کنسرسیوم نه تنها ابزارهای اندازهگیری را ارائه میدهد، بلکه بهترین روشها و راهنماییهای فنی را برای طراحی، ساخت و بهرهبرداری از دیتاسنترهای با بالاترین سطح پایداری محیطی منتشر میکند.

EN 50600: استاندارد اروپایی زیرساخت، عملکرد و پایداری
EN 50600 یک مجموعه استاندارد جامع اروپایی (توسط CENELEC) است که الزامات و توصیههایی را برای طراحی، پیادهسازی و بهرهبرداری از امکانات و زیرساختهای مراکز داده ارائه میدهد. این استاندارد دارای بخشهایی مشابه TIA-942 است (مانند قابلیت دسترسی و امنیت)، اما رویکردی ساختاریافتهتر به مستندسازی و فرآیندهای مدیریتی دارد.

NFPA 75
استاندارد NFPA 75 (انجمن ملی حفاظت در برابر آتش) یک استاندارد کلیدی در حوزه ایمنی و حفاظت در برابر آتش تجهیزات فناوری اطلاعات است و تمرکز آن بر بهرهوری انرژی نیست. این استاندارد شامل الزامات حیاتی در مورد سیستمهای اطفا حریق، تفکیک فضاها و کنترل دود و آتش در دیتاسنتر است. اگرچه این استاندارد برای هر دیتاسنتر حیاتی است، اما از لحاظ موضوعی، در دستهبندی «ایمنی» قرار میگیرد نه «بهرهوری انرژی».

جمعبندی…
استانداردهای طراحی دیتاسنتر از TIA-942 و Tier بندی Uptime Institute گرفته تا ISO 27001 و BICSI 002، چارچوبی جامع برای تضمین پایداری، امنیت و کارایی زیرساخت حیاتی سازمانها فراهم میکنند. این استانداردها نه تنها الزامات فنی و مدیریتی را مشخص میکنند، بلکه با معیارهایی مانند PUE و استانداردهایی مانند EN 50600، پایداری محیطی و بهرهوری انرژی را نیز در کانون توجه قرار میدهند. رعایت این چارچوبها، ریسکهای عملیاتی را به حداقل میرساند، از سرمایهگذاریها محافظت میکند و بنیانی مستحکم برای رشد دیجیتال کسبوکارها ایجاد میکند.
سوالات متداول:
TIA-942 یک استاندارد جامع مهندسی برای طراحی زیرساخت فیزیکی دیتاسنتر است. این استاندارد الزامات معماری، برق، مکانیک و مخابرات را مشخص میکند تا پایداری و قابلیت اطمینان مرکز داده تضمین شود.
سطوح Tier I تا IV توسط Uptime Institute تعریف شدهاند و میزان تحمل خطا و در دسترس بودن (Uptime) دیتاسنتر را مشخص میکنند. Tier I پایهترین و Tier IV مقاومترین سطح با بیشترین افزونگی و تحمل خطاست.
ISO 27001 یک چارچوب مدیریت امنیت اطلاعات (ISMS) است. در دیتاسنتر این استاندارد بر محرمانگی، یکپارچگی و دسترسپذیری دادهها از طریق کنترلهای فیزیکی، مدیریت ریسک و فرآیندهای امنیتی تمرکز دارد.
BICSI 002 بر طراحی و اجرای زیرساخت کابلکشی ساختیافته، مدیریت رکها و جلوگیری از تداخل الکترومغناطیسی (EMI) در دیتاسنتر متمرکز است تا عملکرد بهینه و قابلیت توسعهپذیری را تضمین کند.
PUE (Power Usage Effectiveness) معیاری برای سنجش بهرهوری انرژی در دیتاسنتر است. این شاخص نسبت کل انرژی مصرفی مرکز داده به انرژی صرفشده برای تجهیزات IT را نشان میدهد و عددی نزدیک به ۱ نشاندهنده بهرهوری بالاتر است.
Green Grid یک کنسرسیوم صنعتی است که معیارها و بهترینروشهای بهرهوری انرژی و پایداری در دیتاسنترها، از جمله PUE را توسعه و ترویج میدهد.
EN 50600 یک استاندارد اروپایی جامع است که الزامات طراحی، ساخت و عملیات دیتاسنتر را با تأکید بر پایداری، بهرهوری انرژی و قابلیت اطمینان تعریف میکند.
NFPA 75 استاندارد حفاظت در برابر آتش برای اتاقهای تجهیزات الکترونیکی و دیتاسنترها است. این استاندارد الزامات سیستمهای اعلام و اطفای حریق، مواد ساختمانی و طراحی را مشخص میکند.
خیر، انتخاب استانداردها به نیازهای کسبوکار، سطح تحمل خطا، الزامات امنیتی و مقررات محلی بستگی دارد. معمولاً ترکیبی از استانداردهای زیرساختی، امنیتی و زیستمحیطی بر اساس اولویتها انتخاب میشوند.
رعایت استانداردها از طریق کاهش مصرف انرژی، جلوگیری از downtime و افزایش عمر مفید تجهیزات، بازگشت سرمایه (ROI) قابل توجهی ایجاد میکند.
ارتقای Tier معمولاً نیازمند افزودن افزونگی در سیستمهای برق، خنککننده و مسیرهای شبکه، و همچنین تغییرات در طراحی فیزیکی است. این فرآیند پیچیده و پرهزینه بوده و اغلب نیاز به طراحی مجدد دارد.
اولین و حیاتیترین گام، تعیین دقیق نیازهای کسبوکار، سطح تحمل خطا (Tier مورد نظر) و بودجه است. بر این اساس چارچوب استانداردهای مناسب (مانند TIA-942) انتخاب و طراحی مهندسی آغاز میشود.
کارشناسان آدرین ایمن ارتباط آمادهاند تا با ارائه مشاوره تخصصی و رایگان در زمینه دیتاسنتر مسیر درستی را برای شما شفاف کنند. هدف ما کاهش ریسکهای عملیاتی، بهینهسازی هزینهها و تضمین پایداری زیرساخت شماست.
اشتراک گذاری این مطلب
دیدگاهتان را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *

